ميشد (به اندازهاي كه حتي توجه به هر كلمه و هر حرف آن اهميت داشت)، همچنين براي ضرورتهاي روزمره، به منظور ترجمهٴ رسالههاي علمي و ايجاد سريع اصطلاحات مناسب براي اين منظور، مطالعهٴ علمي زبان بهطور چشمگيري شدت يافت. به علاوه، همچنان كه در زير به تفصيل شرح خواهم داد، متفكران قرون وسطي به كلمات و ريشهٴ آنها، بدون توجه به مدلولاتشان، توجه بيش از حد مبذول ميداشتند. تنها پس از قرنها مناقشات آشكارا بيحاصل، ولي ضروري، و پس از تثبيت نهايي روش و بينش تجربي بود كه به تدريج آموختيم تا كلمات را به عنوان نمادهايي در نظر گيريم، و بدانيم اين كلمات را، تا جايي كه مقاصد علمي ايجاب ميكند، ميتوان با علايم دلخواهي عوض كرد كه داراي هيچ خصوصيتي جز يك صراحت تعريفي نيستند. تمايز ميان اسامي و اشيا امروزه آنچنان در اذهان مردم علمپرورده جاي گرفته كه به سختي ميتوانند باور كنند كه ميتوان آنها را با هم اشتباه كرد؛ مگر اين كه تقريباً هر روز مثالهايي در اين مورد در اطراف خود پيدا كنند. رها ساختن علم از قيد الفاظ، كندتر و پرزحمتتر از رهايياش از قيد علم كلام بود، و هنوز اين رهايي در هيچ موردي كامل نشده است.
در هيچ موردي دغدغه و نگراني مربوط به الفاظ گرانبارتر از زمينهٴ پژوهشهاي تاريخي نبود. دربارهٴ تاريخنگاري -- همچنان كه دربارهٴ پزشكي -- ميتوان گفت كه يكي از قديمترين علوم انساني (arts) است، ولي از جوانترين علوم1 به شمار ميرود. تشكّل علمي آن شاخهٴ بزرگ چنان تازه است كه هنوز بسيارند رجال علمي كه نميدانند پژوهش تاريخي داراي همان تعهدي است (يا به هرحال ميتواند باشد) كه مثلاً پژوهش فيزيكي يا زمينشناختي. با وجود اسلوب خام مورخان قديم، ما مقدار زيادي از معارف مثبتهٴ خود را دربارهٴ گذشته، مخصوصاً دربارهٴ اعصار نزديك به روزگار آنان، به ايشان مديونيم. از اينرو، خواهم كوشيد تا به آثار تاريخي مهمي كه در هر عصري تدوين شده است، اشاره كنم. اين گزارش دربارهٴ تاريخنگاري قديم و قرون وسطي، الزاماً بسيار ناقص است. از بسياري كتابهايِ تواريخ ايام، كه براي مطالعهٴ تاريخ ناحيهٴ مشخصي از ارزش فراواني برخوردار است، چشمپوشي شده است؛ يا بدان جهت كه از آنها بياطلاعم، يا از اينرو كه قصد سنجش اهميتشان را ندارم. بايد توجه داشت كه ارزش تاريخي هر متني تنها مبتني بر ارزش ذاتي آن نيست، بلكه به عوامل ديگر نيز بستگي دارد. فيالمثل، اگر همهٴ آثار تاريخي، به جز گزيدهٴ تاريخ2 آقاي [جورج هربرت] ولز3 از ميان ميرفت، اين كتاب ميتوانست فوراً داراي درجهٴ اول اهميت باشد. بسياري از وقايعنامههاي قرون وسطي موضوع قابل توجهي جز منحصر به فرد بودن ندارد. هنوز نوشتن تاريخ براي تاريخنويسي قرون وسطي غيرممكن است؛ بلكه اثر من حاوي مبادي آن است.